|
سلام دوستان شرمنده گرفتار امتحانا بودم نشود که بهتون سر بزنم شما به بزرگی خودتون ببخشید
راستی روز مادر رو به همه مادران عزیز تبریک می گم
 

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی و اگر هستی کسی هم به تو عشق بورزد و اگر اینگونه نیست ِ تنهائیت کوتاه باشد .
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید ، اما اگر پیش آمد ، بدانی چگونه به دور از نا امیدی زندگی کنی .
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی ، از جمله دوستان بد و ناژایدار . برخی نادوست و برخی دوستدار که دستکم یکی در مکیانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد . و چون زندگی بدین گونه است ، برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی ، نه کم و نه زیاد ، درست به اندازه ، تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد ، که دستکم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد ، تا که زیاده به خودت مغرور نشوی .
و نیز آرزومندم مفید فایده باشی ، نه خیلی غیر ضروری ، تا در لحظات سخت وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سر پا نگه دارد .
همچنین ، برایت آرزومندم صبور باشی نه باکسانی که اشتباهات کوچک می کنند چون این کار ساده ای است بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می کنند و با صبوری ات برای دیگران نمونه شوی .
و امیدوارم اگر جوان هستی خیلی زود رسیده نشوی و اگر رسیده ای ، به جوان نمائی اصرار نورزی ، و اگر پیری ، تسلیم نا امیدی نشوی چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند . 
امیدوارم سگی را نوازش کنی ، به کبوتری دانه بدهی ، و به آواز یک پرنده گوش کنی وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد چرا که به این طریق احساس زیبائی خواهی یافت ، به رایگان.
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی و با روئیدنش همراه شوی تا دریابی در یک درخت ، چقدر زندگی وجود دارد .
همچنین آرزومندم پول داشته باشی زیرا در عمل به آن نیازمندی و همچنین سالی یک بار پولت را جلوی رویت بگذاری فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است !
و در پایان ، اگر مرد باشی ، آرزومندم زن خوبی داشته باشی و اگر زنی ، شوهر خوبی داشته باشی که اگر فردا خسته شدید یا پس فردا شادمان ، باز هم از عشق حرف برانید و زندگی را از نو آغاز کنید .
اگر همه اینها که گفتم فراهم شد دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم به جز اینکه بگویم : "خدا نگهدارت باشد ، در همه حال " .

این سخنانی از نویسنده بزرگ فرانسوی ویکتور هوگست که بنظر من خیلی جالب و قشنگ گفته بود
نظرتون رو درباره این موضوع بدین
كدام را سوار ميكنيد؟ سؤال یک امتحان استخدام: شما در يك شب طوفاني در حال رانندگي هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس ميگذريد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند.
· يك پيرزن كه در حال مرگ است.
· يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است.
· دوستی بسیار عزیز که سالهاست اورا ندیده اید و آرزو داشتید دوباره او را بیابید و همدم و همراه او باشید.
شما ميتوانيد تنها يكي از اين سه نفر را سوار كنيد. كدام را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را شرح دهيد.

اولش همه شکل هم هستیم کوچولو و کچل حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است با اولین گریه بازی شروع میشه هی بزرگ می شیم بزرگ و بزرگتر اونقدر بزرگ که یادمون میره یه روز کوچولو بودیم دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست حتی صداهامون گاهی با هم می خندیم گاهی به هم! اینجا دیگه بازی به نیمه رسیده : واسه بردن بازی روی نیمه ی دوم نمی شه خیلی حساب کرد گاهی باید برای بردن بازی بین دو نیمه دوباره متولد شد!
Medium (Media) Blog
سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا!
دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
|