تبليغاتX
فرشتگان جهنمی
 
همه چیز از همه جا
 
 

يكي از دوستانم به نام پل يك دستگاه اتومبيل سواري به عنوان عيدي از برادرش دريافت كرده بود. شب عيد هنگامي كه پل از اداره اش بيرون آمد متوجه پسر بچه شيطاني شد كه دور و بر ماشين نو و براقش قدم مي زد و آن را تحسين مي كرد. پل نزديك ماشين كه رسيد پسر پرسيد: " اين ماشين مال شماست ، آقا؟"


پل سرش را به علامت تائيد تكان داد و گفت: برادرم به عنوان عيدي به من داده است". پسر متعجب شد و گفت: "منظورتان اين است كه برادرتان اين ماشين را همين جوري، بدون اين كه ديناري بابت آن پرداخت كنيد، به شما داده است؟ آخ جون، اي كاش..."
البته پل كاملاً واقف بود كه پسر چه آرزويي مي خواهد بكند. او مي خواست آرزو كند. كه اي كاش او هم يك همچو برادري داشت. اما آنچه كه پسر گفت سرتا پاي وجود پل را به لرزه درآورد
:
"
اي كاش من هم يك همچو برادري بودم."


پل مات و مبهوت به پسر نگاه كرد و سپس با يك انگيزه آني گفت: "دوست داري با هم تو ماشين يه گشتي بزنيم؟"
"
اوه بله، دوست دارم
."
تازه راه افتاده بودند كه پسر به طرف پل بر گشت و با چشماني كه از خوشحالي برق مي زد، گفت: "آقا، مي شه خواهش كنم كه بري به طرف خونه ما؟
"
پل لبخند زد. او خوب فهميد كه پسر چه مي خواهد بگويد. او مي خواست به همسايگانش نشان دهد كه توي چه ماشين بزرگ و شيكي به خانه برگشته است. اما پل باز در اشتباه بود.. پسر گفت: " بي زحمت اونجايي كه دو تا پله داره، نگهداريد."


پسر از پله ها بالا دويد. چيزي نگذشت كه پل صداي برگشتن او را شنيد، اما او ديگر تند و تيـز بر نمي گشت. او برادر كوچك فلج و زمين گير خود را بر پشت حمل كرده بود. سپس او را روي پله پائيني نشاند و به طرف ماشين اشاره كرد :
"
اوناهاش، جيمي، مي بيني؟ درست همون طوريه كه طبقه بالا برات تعريف كردم. برادرش عيدي بهش داده و او ديناري بابت آن پرداخت نكرده. يه روزي من هم يه همچو ماشيني به تو هديه خواهم داد ... اونوقت مي توني براي خودت بگردي و چيزهاي قشنگ ويترين مغازه هاي شب عيد رو، همان طوري كه هميشه برات شرح مي دم، ببيني."


پل در حالي كه اشكهاي گوشه چشمش را پاك مي كرد از ماشين پياده شد و پسربچه را در صندلي جلوئي ماشين نشاند. برادر بزرگتر، با چشماني براق و درخشان، كنار او نشست و سه تائي رهسپار گردشي فراموش ناشدني شدند .

 
 
 |    نوشته شده توسط سورنا
 
 
 


1. در زندگی و معاشرت با دیگران ، نرم‌افزار باشیم ، نه سخت‌افزار.

2. برای پسوند فایل زندگی اجتماعی و خانوادگی ، از سه كاراكتر "ع"، "ش" و "ق"، استفاده كنیم نه چیز دیگر.

3. هیچ‌گاه قفل سی‌دی قلب مردم را نشكنیم كه "تا توانی دلی به دست آور ، دل شكستن هنر نمی‌باشد".

4. چنانچه در كاری شكست خوردیم ، آن را "Shut Down" نكنیم بلكه آن را "Restart" كنیم.

5. برای مانیتور زندگی‌مان ، بك‌گراند (Background) سبز یا آبی را در نظر بگیریم نه سیاه یا دودی.

6. برای سیستم قلبمان از مانیتورهای تخت و صاف (Flat) استفاده كنیم.

7.برای حل اختلافات زناشویی ، روی گزینه " گذشت و ایثار "، دابل كلیك (Double click) كنیم.

8. برای فایل‌های اسرار زندگی‌مان ، پسورد (password) بگذاریم و آن را مخفی (Hidden) كنیم.

9. همواره پیش از سخن گفتن ، سی پی یوی فكرمان را به كار بیندازیم.

10. بر صفحه مشكلات مردم ، كلید F1 باشیم و آنان را كمك و راهنمایی (Help) كنیم.

11. اگر شخصیت ما بزرگ و والاست ، این نوع شخصیت ، نباید به ما اجازه دهد كه با هر كسی چت (Chat) كنیم و هر كسی با ما چت كند.

12. اگر از كسی بدی و كم‌لطفی دیدیم ، آن را "Save" نكنیم بلكه آن را "Delete" نماییم و حتی آن را از ریسایكل‌بین (Recyclebin) قلب مان كاملاً محو كنیم.

13. به دیگران اجازه ندهیم در "سی دی رام" زندگی‌مان هر نوع "سی دی" را كه بخواهند ، قرار دهند.

14. خانه و دفتر كارمان ، به روی مردم نیازمند ، "Open" باشد.

15. برای حل اختلافات زناشویی ، روی گزینه " گذشت و ایثار"، دابل كلیك (Double click) كنیم.

16. تا حرف كسی تمام نشده ، اسپیكر (Speaker) خود را روشن نكنیم.

17. در سایت زندگی شخصی‌مان ، یك رُوم (Room) به نام مشكل‌گشا (Moshkelgosha) بسازیم تا دیگران با ما چت (Chat) كنند.

18. هنگام مشاهده خوبی‌ها و نیكی‌های دیگران ، بلافاصله كلید پرینت اسكرین (Print Screen) را بزنیم و از آن ها تصویر بگیریم.

19. فایل‌های مهم زندگی خود را گاه به گاه، اسكن (Scan) كنیم تا اگر به ویروسی آلوده شده باشند ، سریعاً مشخص شود.


 20. در زمان ناتوانی، درماندگی و تاریكی زندگی دیگران ، كلید "Power " برای آنان باشیم.

21. نگذاریم هر كسی در رُوم (Room) زندگی‌مان چت نماید و در این صورت ، او را ایگنور (Ignore) كنیم.

22. چشم‌های مان را به روی عیب‌های پنهان مردم، "Close" كنیم.

23. گاه و بی‌گاه ، كامپیوتر زندگی‌ ما هنگ (Hang) می‌كند كه باید آن را با " فكر "، " مشورت " و "برنامه‌ریزی"، ری‌استارت (Restart) كنیم.

24. برای كپی گرفتن از دیسكت زندگی دیگران ، نخست آن را ویروس‌یابی و سپس ویروس‌كشی كنیم.

25. مواظب باشیم كه رایانه زندگی زناشویی‌مان ، ویروس غرور و لج‌بازی به خود نگیرد كه در این صورت ، ممكن است هیچ آنتی‌ویروسی نتواند آن را از بین ببرد.

26. فایل‌های مهم زندگی خود را گاه به گاه ، اسكن (Scan) كنیم تا اگر به ویروسی آلوده شده باشند ، سریعاً مشخص شود.

27. اگر می‌خواهیم در زندگی خویش موفق و خوشبخت باشیم، باید خودمان زیرمنوهای Programs را دقیقاً تنظیم كنیم و نباید بگذاریم كه دیگران این كار را برای ما انجام دهند اگر چه می‌توانیم در این زمینه ، با آنان مشورت كنیم.

28. پیش از پرینت گرفتن از سخنان مان ، پیش‌نمایش چاپ (print preview) آن را مشاهده كنیم.

29. اگر روزی رایانه زندگی ما با همسرمان هنگ كرد ، سه كلید " كنترل اعصاب "، " انصاف" و "دلیل عصبانیت" را بزنیم.

30. هارد مغز خود را از برنامه‌های غیرمفید ، پر نكنیم ، تا فضا را برای نصب برنامه‌های مفید ، تنگ ننماییم.

31. برای این كه از دیدن مانیتور زندگی ، بیشتر لذت ببریم ، كارت گرافیك بالا برای آن تهیه كنیم.

32. اگر لازم است كه مانیتور رایانه ما دارای رنگ‌های متنوع و متعدد باشد ، ولی مانیتور ارتباطات ما با مردم ، حتماً باید یك‌رنگ باشد.

30. در خطاطی كامپیوتری ، از برنامه "كِلْك" هم می‌توانیم استفاده كنیم اما در خطاطی زندگی، از برنامه "كَلَك" نباید استفاده كنیم.

34. بكوشیم تا خوش اخلاقی را به جای این كه در رم (Ram) و حافظه موقت داشته باشیم ، در رام (Rom) و حافظه پایدار داشته باشیم تا در هنگام آغاز (Start) ارتباط با دیگران ، آن را به كار گیریم.

35. در كیس (Case) مستكبران و زورمداران ، "سی دی رام" نباشیم بلكه "سی دی ناآرام" باشیم.

36. قانون كپی‌رایت زندگی اجتماعی به ما اجازه نمی‌دهد كه سی دی بدی‌ها و عیب‌های دیگران را رایت كنیم.

37. در سایت زندگی ، همیشه لینكِ (Mahabbat) داشته باشیم و هیچ گاه برای این سایت ، فیلتر نگذاریم.

 
 
 |    نوشته شده توسط سورنا
 
 
 

تولد

    ساعت 3 شب بود که صدای تلفن، پسری را از خواب بیدار کرد. پشت خط مادرش بود. پسر  با عصبانیت گفت:  چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟  مادر گفت: 25 سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی! فقط خواستم بگویم تولدت مبارک...!   

پسر از این که دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد، صبح سراغ مادرش رفت. وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت،   ولی مادر دیگر در این دنیا نبود . !

 
 
 |    نوشته شده توسط سورنا
 
 
 
بهترین چکه ناودان بلند یک احساس را در قالب کلامی از جنس تنفس باغچه های معصوم یاس به روی کاغذ میریزم و آن را بالهجه همه پروانه صفت های گیتی بی انتها به آسمان نیلوفری دل زلال تو هدیه می کنم !

  

نگاهم که کردی دلم پر گرفت                        دلم غربت زنگ آخر گرفت

نگاهم که کردی سکوتم شکست                    درون دلم عشق گويی نشست

نگاهم که کردی زمان صبر کرد                    دل آسمان را پر از ابر کرد

و بعد از نگاه تو باران گرفت                       و عشقی درون تنم جان گرفت

نگاهم کن و باز با من بمان                         تو حرف دل بی کسم را بدان

نگاهم کن ای زندگی بخش من                     وبا قلبم از عشق حرفی بزن

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط سورنا
 
 
 
کوهنوردي قصد فتح قله اي بلند را داشت و با تجهيزات کامل شروع به کوهنوردي کرد. شب هوا سرد و طوفاني شد و او تعادلش را از دست داد و سقوط کرد. در حال سقوط دستش را به طناب گرفت و توانست خودش را در يک نقطه به کوه برساند. ولي هيچ کار ديگري از دستش بر نمي آمد. نه بالا رفتن و نه پايين آمدن. زندگي خويش را در خطر ديد و با گريه به خداوند گفت:" اگر وجد داري به من کمک کن :"

از طرف خداوند ندا رسيد که اگر به راستي مرا قبول داري طناب را رها کن تا نجاتت دهم !!! "

فردا صبح تمام روزنامه ها نوشتند مردي کوهنورد در يک متري زمين ، بر يک طناب يخ زده و مرده است !!!

نظرتان چيست ؟!! اگر شما به جاي او بوديد چه مي کرديد ؟ آيا در آن شب سرد و در آن وضعيت ، طناب را رها مي کرديد. در حالي که

نمي دانستيد زير پايتان چقدر خالي است؟! يا به خدا توکل مي کرديد؟

 

  کوه ها ادامه تپه ها هستند

         و دریا ها ادامه رودها

  وفردا ادامه ی امروز

         فردای هرکس  

زایش خوب و بد امروز اوست

        تولد انتخابهای امروز اوست

  باری دیروز امروز را ساخته است

         و امروز فردا را می سازد

      پس من دعا می کنم

                دیروز امروزم را خوب ساخته باشم

    و امروز فردایم را خوب بسازم

                                        

 
 
 |    نوشته شده توسط سورنا
 
 
 

ناآشنا

باز هم قلبي به پايم اوفتاد

باز هم چشمي به رويم خيره شد

باز هم در گيرودار يك نبرد

عشق من بر قلب سردي چيره شد

 

 باز هم از چشمه لب هاي من

تشنه ئي سيراب شد، سيراب شد

باز هم در بستر آغوش من

رهروي در خواب شد، در خواب شد

 

بر دو چشمش ديده مي دوزم به ناز

خود نمي دانم چه مي جويم در او

عاشقي ديوانه مي خواهم كه زود

بگذرد از جاه و مال و آبرو

 

او شراب بوسه مي خواهد ز من

من چه گويم قلب پر اميد را

او بفكر لذت و غافل كه من

طالبم آن لذت جاويد را

 

 من صفاي عشق مي خواهم از او

تا فدا سازم وجود خويش را

او تني مي خواهد از من آتشين

تا بسوزاند در او تشويش را

 

 او بمن مي گويد اي آغوش گرم

مست نازم كن، كه من ديوانه ام

من باو مي گويم اي ناآشنا

بگذر از من، من ترا بيگانه ام

 

 آه از اين دل، آه از اين جام اميد

عاقبت بشكست و كس رازش نخواند

چنگ شد در دست هر بيگانه اي

اي دريغا، كس بآوازش نخواند

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط سورنا
 
 
 
مفهوم گل و معنی آب است علی:::::::::::::::::::::::::::::::::::: مضمون بلند آفتاب است علی
ای دوست تو هم مثل علی خاكی باش:::::::::::::::::::::::::::::: چون گفت نبی كه بوتراب است علی
دریاست علی و جمله هستی چون جو:::::::::::::::::::::::::::::: مغز است همه علی و عالم همه پوست
در كعبه اگر علی به دنیا آمده است::::::::::::::::::::::::::::::::::: از كوزه همان برون تراود كه در اوست
روزی نبود كه وصف حیدر نكنیم::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: شب نیست كه با یاد علی سر نكنیم
ماییم كه با عشق علی خو گرفتیم:::::::::::::::::::::::::::::::::: كس را به جهان به او برابر نكنیم
دل گرچه زند دم از تولای علی:::::::::::::::::::::::::::::::::::::: اما نرسد به كنه معنای علی
خوابیده شبی به بستر محمد:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: اما احدی نخفته بر جای علی


ز لیلایی ‌‌ شنیدم ‌یا‌ علی گفت به مجنونی رسیدم یا علی گفت
مگر این وادی دارالجنون است که هر دیوانه دیدم یا علی گفت
نسیمی غنچه ای را باز میکرد بگوش غنچه کم کم یا علی گفت
چمن با ریزش باران رحمت دعایی کردو ان هم یا علی گفت
یقین پروردگار افرینش به موجودات عالم یا علی گفت
دمی که روح در ادم دمیدند چو بر میخواست ادم یا علی گفت
دلا باید به هر دم یا علی گفت نه هر دم بل دما دم یا علی گفت
به صدق دل همیشه یاد او کرد به هر پیچ و به هر خم یا علی گفت
چو نوح از موج طوفان ایمنی خواست توسل جست و هر دم یا علی گفت
ز بطن حوت یونس گشت ازاد ز بس در ظلمت یم یا علی گفت
عصا در دست موسی اژدها شد کلیم انجا مسلم یا علی گفت
نمی شد زنده جان مرده هرگز یقین عیسی بن مریم یا علی گفت
رسول الله شنید از پرده غیب ندا می امد انهم یا علی گفت
نزول وحی چون فرمود سبحان ملک در اولین دم یا علی گفت
علی در کعبه بر دوش پیمبر قدم بنهاد و اندم یا علی گفت
مگر خیبر ز جایش کنده می شد یقین انجا علی هم یا علی گفت
به فرقش کی اثر می کرد شمشیر گمانم ابن ملجم یا علی گفت

 
 
 |    نوشته شده توسط سورنا
 
 
 

در شب كوچك من افسوس
                  باد با برگ درختان ميعادي دارد

در شب كوچك من دلهره ويرانيست
                  گوش كن

وزش ظلمت را ميشنوي؟
                  من غريبانه به اين خوشبختي مي

نگرم
                  من به نوميدي خود معتادم

گوش كن
                  وزش ظلمت را ميشنوي ؟

در شب اكنون چيزي مي گذرد
                  ماه سرخست و مشوش

و بر اين بام كه هر لحظه در او بيم فرو ريختن است
                  ابرها همچون انبوه عزاداران

لحظه باريدن را گويي منتظرند
                  لحظه اي

و پس از آن هيچ .
                  پشت اين

پنجره شب دارد مي لرزد
                  و زمين دارد

باز ميماند از چرخش
                  پشت اين پنجره يك نا معلوم

نگران من و توست
                  اي سراپايت سبز

دستهايت را چون خاطره اي سوزان در دستان عاشق من بگذار
                  و لبانت را چون حسي گرم از هستي

به نوازشهاي لبهاي عاشق من بسپار
                  باد ما را باخود خواهد برد

باد ما را باخود خواهد برد

 

فروغ فرخ زاد

 
 
 |    نوشته شده توسط سورنا
 
 
 
سلام بچه ها قهرمانی استقلال رو به همه آبی پوشان تبریک می گم 

استقلال در لیگ هشتم ،شروعی کابوس وار پایانی رویایی
آبی پوشان پایتخت در روزهایی که هفته‌های زیادی تا تمام شدن لیگ باقی بود ، قهرمانی شان را حتمی می‌دیدند و در روزهای پایانی لیگ برتر تا یک قدمی دوم شدن رفتند. اما آنها با شکست پیام که در آن نوزدهمین پیروزی شان را به دست آوردند، توانستند بالاخره عنوان ارزشمند قهرمانی را به نام خود ثبت کنند.

تیم فوتبال استقلال تهران روز گذشته درحالی با پیروزی بر پیام مشهد و با ‪ ۶۶‬امتیاز قهرمان هشتمین لیگ برتر فوتبال ایران شد که مجموعه آبی در یک سال اخیر با اتفاقات زیادی مواجه شد.
آبی پوشان پایتخت در روزهایی که هفته‌های زیادی تا تمام شدن لیگ باقی بود ، قهرمانی شان را حتمی می‌دیدند و در روزهای پایانی لیگ برتر تا یک قدمی دوم شدن رفتند. اما آنها با شکست پیام که در آن نوزدهمین پیروزی شان را به دست آوردند، توانستند بالاخره عنوان ارزشمند قهرمانی را به نام خود ثبت کنند.
در زیر نگاهی داریم به زندگی پر پیچ و خم استقلالی که از فردای پایان لیگ هفتم حرفه ای، دنبال این بود تا فصل کابوس واری را که با مدیریت علی فتح الله زاده و مربیگری ناصر حجازی و فیروز کریمی سپری کرده بود، به دست فراموشی بسپارد.


* بحران و بلاتکلیفی، آرامش و امیداری
شکست خانگی استقلال در هفته پایانی لیگ هفتم آن هم در روزی که پرسپولیسی ها با شکوه هرچه تمام تر جشن قهرمانی برپا کرده بودند، استقلالی‌ها را بر این وا داشت که هر چه زودتر شرایط بحرانی را پشت سر بگذارند. اولین اقدام برای برون رفت از ناکامی، سپردن دوباره نیکمت به امیر قلعه نویی بود تا بلکه این مربی بتواند با قهرمانی در جام حذفی تا حدودی سیزدهم شدن در لیگ برتر را فراموش کند. همانطور که پیش بینی می‌شد، تیم تحت رهبری قلعه نویی با شکست دادن فولاد اهواز و پگاه گیلان قهرمان جام حذفی شد تا با روحیه بهتر و اعتماد به نفس بالاتری خود را آماده حضوری شایسته در هشتمین دوره لیگ برتر کند.

استقلال
* بدترین شروع در تاریخ لیگ برتر
یک پیروزی ‪ ۲‬بر صفر برابر ابومسلم این نوید را به استقلال و استقلالی‌ها می داد که آنها لیگ هشتم را کاملا برخلاف آنچه در لیگ هفتم نشان داده بودند، تجربه خواهند کرد. اما سه شکست برابر پگاه، مس و صبا و یک تساوی خانگی مقابل سپاهان رتبه هفدهمی را بعد از ‪ ۵‬بازی برای آنها به ارمغان آورد! تا خیلی از کارشناسان از همان هفته‌های اول نسبت به آبی پوشان با دیده تردید نگاه کنند، چون در طول هفت دوره لیگ برتر هیچگاه اتفاق نیفتاده بود که استقلال که بی‌شک همیشه باید به عنوان یک مدعی وارد مسابقات شود، از ‪ ۱۵‬امتیاز ممکن فقط چهار امتیاز را به حساب خود واریز کرده باشد.


* خروج فتح الله زاده، ورود واعظ آشتیانی
اینکه علی فتح الله زاده چندان مورد توجه سازمان تربیت بدنی نبود، نکته ای بود که همه از آن باخبر بودند. وقتی استقلال لیگ برتر را با بدترین شکل ممکن شروع کرد، بهترین فرصت بود تا مدیر دیگری به جای او سکان مدیریت باشگاه را به عهده بگیرد.
واعظ آشتیانی که با ریاست در فدراسیون دوچرخه سواری چهره‌ای مشهور در ورزش بود، اول به عضویت هیات مدیره و بلافاصله پس از آن با رای اعضای هیات مدیره به عنوان مدیرعامل جدید باشگاه انتخاب شد تا از جو بی‌سروصدای دوچرخه سواری به دنیای پرهیاهوی فوتبال و استقلال پا بگذارد. مدیر عامل جدید با حمایت همه جانبه مسعود زریبافان که نماینده تام الاختیار رییس مجمع بود، شرایط را برای فعالیت مناسب می‌دید و در نهایت امروز هم با قهرمانی در لیگ برتر بخشی از برنامه هایش را به ثمر نشسته می بیند.


* مدیر خوش قدم
هیچ کس تصور نمی‌کرد که استقلال بعد از ‪ ۴‬هفته نبردن، بتواند با یک پیروزی پر گل از بحران عدم نتیجه‌گیری در هفته‌های اول فصل خارج شود. اما امیر قلعه نویی که دنبال اثبات توانایی هایش به مدیر جدید بود، در هفته هفتم با ترکیبی هجومی تیمش را به رویارویی استقلال اهواز فرستاد و در نهایت با کسب نتیجه شش بر صفر شاگردان اکبر میثاقیان را وارد بحران کرد تا این برد نقطه شروعی باشد برای بردهایی که در نهایت منجر به قهرمانی شد


* صدرنشینی در اولین هفته دور برگشت
استقلال در اولین هفته نیم فصل دوم باید با ابومسلمی بازی می‌کرد که در بلاتکلیفی مربیگری به سر می‌برد، شاگردان امیر قلعه نویی در آن بازی که به میزبانی ورزشگاه ثامن مشهد برگزار شد با گلهای مهدی امیرآبادی و سیاوش اکبرپور حریف بحران زده را شکست دادند تا هم بعد از هفته‌های پایانی لیگ ششم حرفه‌ای که با صمد مرفاوی صدرنشین بودند، دوباره در رتبه اول جدول رده بندی لیگ برتر جای بگیرند و هم اینکه خود را برای اولین بار در لیگ هشتم مدعی اول قهرمان شدن معرفی کنند.
تا پیش از این تیم‌هایی چون صبای قم، ذوب آهن اصفهان و پیکان قزوین توانسته بودند صدرنشینی را قبل از استقلال در لیگ هشتم تجربه کنند.


* استقلال گلزن‌ترین تیم لیگ برتر
‪ ۷۰‬گل در ‪ ۳۴‬بازی این آمار را می‌توان دلیل اصلی قهرمانی استقلال دانست. آنها که در نهایت نتوانستند به لحاظ امتیازی به ذوب آهن برتری داشته باشند با احتساب ‪ +۲۰‬تفاضل نسبت به شاگردان ابراهیم زاده قهرمانی را از آن خود کردند تا نقش گلزنی‌های متوالی و بیش از حد متعارف آنها پررنگ شود استقلالی‌ها برای اینکه بتوانند رکورد ‪ ۶۱‬گل استقلال اهواز را بشکنند، در هفته بیست و سوم دروازه صبای قم را باز کردند تا با ‪ ۹‬گل دیگری که در یازده هفته باقی مانده زده شد، حالا ادعا کنند که کمتر تیمی می‌تواند به این زودی‌ها عنوان گلزن‌ترین را از چنگ آنها خارج کند.


* ‪ ۹۰‬دقیقه‌های به یادماندنی
اینکه یک تیم بتواند در طول ‪ ۳۴‬بازی، هشت دیدار را با اقتدار کامل به نفع خود به پایان ببرد، نشان می‌دهد که آن تیم اگر نمی‌توانست به مقام قهرمانی برسد، موجب تعجب اذهان عمومی را فراهم می‌ساخت.در زیر نگاهی داریم به دیدارهایی که استقلالی‌ها با نتیجه‌ای خیره‌کننده از زمین مسابقه خارج شدند.

پیروزی شش بر صفر برابر استقلال اهواز در ورزشگاه آزادی در هفته هفتم ، پیروزی پنج بر دو برابر مقاومت سپاسی در ورزشگاه آزادی در هفته دهم، شکست دادن تیم پاس در ورزشگاه قدس همدان با نتیجه چهار بر دو در هفته یازدهم، زدن پنج گل در برابر یک گل پیام در چارچوب هفته آخر نیم فصل اول در تهران، پیروزی خانگی چهار بر دو خانگی برابر داماش با وجود عقب افتادن از این تیم در هفته هجدهم ، پیروزی خارج از خانه چهار بر یک برابر برق شیراز در هفته بیست و دوم، پیروزی یکطرفه پنج بر یک مقابل راه آهن در بیست و پنجمین هفته لیگ برتر و به دست آوردن پیروزی سه بر صفر مقابل ملوان در هفته سی و یکم در ورزشگاه آزادی نتایجی بودند که در آن امیر قلعه نویی و تیمش خود را شایسته قهرمانی معرفی کردند و در نهایت هم با اتکا به آمار گلهای زده بالا در این بازی‌ها به هدف نهایی که همان بر تن کردن ردای قهرمانی بود، رسیدند.


* دور از انتظارهای استقلال
قهرمان لیگ هشتم در جریان لیگ بارها نتایجی را در کارنامه‌اش به ثبت رساند که موجب می‌شد همه را از نوع خود ناامید کند، باخت برابر پگاه، شکست سه بر یک مقابل صبای قم،نتیجه صفر بر یک غیرمنتظره خانگی مقابل تیم مجید جلالی، شکست مقاومت سپاسی با اختلاف دو گل در حالیکه تا دقیقه ‪ ۶۰‬چهار گل دریافت کرده بود و البته عوض کردن نتیجه پیروزی با تساوی در دقیقه های آخر در دیدارهای رفت و برگشت شهرآورد تهران که اتفاقا در هر دو دیدار امیر قلعه نویی مسبب اصلی از دست دادن سه امتیاز مقابل رقیب سنتی متهم شد، بازی‌هایی بودند که آبی‌ها را با انتقادات زیادی روبرو کرد.


* کفش طلای آبی
چه کسی تصور می‌کرد که یکی از گل نزن‌ترین مهاجمان لیگ هفتم، در هشتمین دوره لیگ برتر هم آقای گل شود و هم خود را شریک رضا عنایتی در عنوان رکوردار ی معرفی کند. آرش برهانی در پنج بازی اول لیگی که تمام شد، همچون لیگ هفتم موفق به گلزنی نشد، اما او در هفته هفتم و با به ثمر رساندن دو گل به تیم همنام اهوازی موتور گلزنی‌اش را به کار انداخت کرد تا جاییکه در پایان هفته سی و چهارم با ‪ ۲۱‬گل زده کفش طلای فوتبال ایران را به ویترین افتخارات شخصی خود اضافه کرد. نقطه اوج هنرنمایی این مهاجم گلزن در هفته دوازدهم بود که برابر پیکان هت تریک کرد تا از همان روز خود را به عنوان جدی‌ترین مدعی آقای گلی مطرح کند.


* پر افتخارترین مربی لیگ برتر
دقیقا در روزهایی که امیر قلعه نویی با هجمه‌های ریز و درشتی خود را زیر سووال می‌دید، با به دست آوردن دومین قهرمانی در لیگ برتر، حالا با دو قهرمانی و یک نایب قهرمانی پر افتخارترین مربی محسوب می‌شود که در هشت دوره اخیر روی نیمکت لیگ برتر نشسته است. البته باید عدم سقوط استقلال اهواز با او را هم به کارنامه وی بیافزاییم، چرا که ارزش حفظ یک تیم بحران زده در جمع لیگ برتری‌ها می‌تواند با قهرمان کردن یک تیم پر امکانات همسان تلقی شود.

علی پروین،فرهاد کاظمی،مجید جلالی،ملادن فرانچیچ، علی دایی،افشین قطبی و بالاخره امیر قلعه نویی( ‪ ۲‬بار) توانسته‌اند تیم‌های خود را در لیگ برتر فوتبال ایران به مقام قهرمانی برسانند.

 
 
 |    نوشته شده توسط سورنا
 
 
 

جشن سيزده فروردين ماه روز بسيار مبارک و فرخنده است. ايرانيان چون در مورد اين روز آگاهي کمتري دارند آن روز را نحس مي دانند و براي بيرون کردن نحسي از خانه و کاشانهً خود کنار جويبارها و سبزه ها مي روند و به شادي مي پردازند. تا کنون هيچ دانشمندي ذکر نکرده که سيزده نوروز نحس است. بلکه قريب به اتفاق روز سيزده نوروز را بسيار مسعود و فرخنده دانسته اند. مثلا در صفحهً 266 آثار الباقيه جدولي براي سعد و نحس آورده شده که در آن سيزده نوروز که تير روز نام دارد کلمهً ( سعد ) به معني فرخنده آمده و به هيچ وجه نحوست و کراهت ندارد.  بعد از اسلام چون سيزدهً تمام ماه ها را نحس مي دانند به اشتباه سيزده عيد نوروز را نيز نحس شمرده اند. وقتي دربارهً نيکويي و فرخنده بودن روز سيزدهم نوروز بيشتر دقت و بررسي کنيم مشاهده  مي شود موضوع بسيار معقول و مستند به سوابق تاريخي است. سيزدهم هر ماه شمسي که تير روز ناميده مي شود مربوط به فرشتهً بزرگ و ارجمندي است که " تير " نام دارد و در پهلوي آن را تيشتر مي گويند. فرشتهً مقدس تير در کيش مزديستي مقام بلند و داستان شيريني دارد. ايرانيان قديم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادي کردن که به ياد دوازده ماه سال است، روز سيزدهم نوروز را که روز فرخنده ايست به باغ و صحرا مي رفتند و شادي مي کردند و در حقيقت با اين ترتيب رسمي بودن دورهً نوروز را به پايان ميرسانيدند. 

سبزه گره زدن

افسانهً آفرينش در ايران باستان و مسئلهً نخستين بشر و نخستين شاه و دانستن رواياتي دربارهً کيومرث حائز اهميت زيادي است. در اوستا چندين بار از کيومرث سخن به ميان آمده و او را اولين پادشاه و نيز نخستين بشر ناميده است. گفته هاي حمزه اصفهاني در کتاب سني ملوک الارض و انبياء و گفته هاي مسعودي در کتاب مروج الذهب جلد دوم و بيروني در کتاب آثار الباقيه بر پايهً همان آگاهي است که در منابع پهلوي وجود دارد. مشيه و مشيانه که پسر و دختر دوقلوي کيومرث بودند روز سيزده فروردين براي اولين بار در جهان با هم ازدواج نمودند. در آن زمان چون عقد و نکاحي شناخته شده نبود آن دو به وسيله گره زدن دو شاخه پايهً ازدواج خود را بنا نهادند. اين مراسم را بويژه دختران و پسران دم بخت انجام ميدادند و امروز هم دختران و پسران براي بستن پيمان زناشويي نيت مي کنند و علف گره مي زنند. اين رسم از زمان کيانيان تقريباً متروک شد ولي در زمان هخامنشيان دوباره شروع شده و تا امروز باقي مانده است. در کتاب مجمل التواريخ چنين آمده " اول مردي که به زمين ظاهر شد پارسيان او را کل شاه گويند. پسر و دختري از او ماند که مشيه و مشيانه نام گرفتند و روز سيزدهً نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هيجده فرزند بوجود آوردند و چون مردند جهان نود و چهار سال بي پادشاه بماند " . چنانکه در بحث جشن نوروز اشاره شد کردهاي ايران و عراق که زرتشت را از خود مي دانند روز سيزدهم فروردين را جزو جشن نوروز به حساب مي آورند.     

مقاله درباره سيزده بدر

در کتابهاي تاريخي و ادبي سده هاي گذشته، که رسم ها، آيين جشن هاي نوروزي کهن را ياد و يادداشت کرده اند، چون تجارب الامم، آثار الباقيه، التفهيم، تاريخ بيهقي، مروج الذهب، زين الاخبار و نيز در شعر شاعران به ويژه شاعران دورهً غزنوي که بيشترين توصيف جشن ها را در بر دارد اشاره اي به " سيزده بدر " نمي يابيم. پرسش اينجاست که اگر در کتاب هاي تاريخي و ادبي گذ شته اشاره اي به سيزده بدر و هفت سين نمي يابيم آيا اين رسم ها را بايد پديده اي جديد دانست و يا اين که، رسمي کهن است، و به علت عام و عاميانه بودن در خور توجه نبوده و با معيارهاي مورخان زمان ارزش و اعتبار ثبت و ضبط نداشته است؟  نگارنده حالت دوم را باور دارد. زيرا رسم و آييني که بدين گونه در همه شهرها و روستاهاي ايران همگاني است و در بين همهً قشرهاي اجتماعي عموميت دارد، نمي تواند عمري در حد دو نسل و سه نسل داشته باشد. ديگر اين که مي دانيم کتابهاي تاريخي و شعرهاي شاعران، رويدادها و جشن هاي رسمي را که در حضور شاهان و خاصان دستگاه حکومتي بود، بيان و توصيف مي کرد. ولي سيزده بدر، رسمي خانوادگي و عام و به بياني ديگر پيش پا افتاده و همه پسند ( و نه شاه پسند ) بود. از طرف ديگر، نوشتن رويدادهاي روزي که رفتارها و گفتارهاي خنده دار و غير جدي، براي خود جايي باز کرده، تا " نحسي سيزده " آسانتر " در " برود، توجه مورخ و شاعر را به خود جلب نمي کرد. و شايد " نحس " بودن هم عاملي براي بيان نکردن بود. نحس و ناخوشايند بودن عدد 13 و دوري جستن از آن، در بسياري از کشورها و نزد بسياري از ملت ها، باوري کهن است. مسيحيان هيچ گاه سيزده نفر بر سر يک سفره غذا نمي خورند. در باور تازيان سيزدهمين روز هر ماه ناخوشايند است. ابوريحان بيروني در جدول " روزهاي مختار و مسعود و مکروه " در ايران کهن، روز سيزدهم ماه تير را که ( تير نام دارد ) منحوس ذکر کرده است. سالهاي زيادي فروردين ماه اول تابستان بود. يکي از نويسندگان در خاطره هاي هفتاد ساله اش از باور مردم شهر خود، قزوين، دربارهً سيزده بدر مي نويسد : روز سيزده بدر جايز نبود براي ديد و بازديد، به يک خانه رفت، هم صاحب خانه به فال بد ميگرفت و مي گفت نحوست را به خانه من آوردند و هم رونده، نمي خواست مبتلا به نحوست آن خانه شود. روز سيزده بايد به صحرا رفت. زيرا آنچه بلا در اين سال بيايد، امروز مقدر و تقسيم مي شود. پس خوب است ما در شهر و خانه خود نباشيم، شايد در تقسيم بلا، فراموش شده و از قلم بيفتيم.  شباهتي که بين سيزده بدر و برخي از رسم هاي کاتارها( بازماندگاه مانويان در اروپا، که ترکيبي از انديشه هاي زردشتي، فلسفهً باستان و مسيحيت دارند ) اين پرسش را به ذهن مي رساند که آيا هر دو ريشهً مشترک باستاني ندارند؟  کاتارها در روز عيد " پاک " ( که برخي از سال ها به روز سيزده فروردين نزديک است ) از خانه بيرون آمده و روز را در دامن صحرا و کنار کشتزار مي گذرانند، و براي ناهار با خود تخم مرغ ميبرند. در اين روز پنهان کردن تخم مرغ در گوشه و کنار و پيدا کردن آنها سرگرمي کودکان است. سه شباهت ، يا سه ويژگي مشترک اين دو عبارتند از : 

1- آغاز محاسبهً هر دو از آغاز بهار و اعتدال ربيعي است.

2- در روز سيزده و عيد پاک کاتارها به صحرا و دامان طبيعت مي روند.

3- بازي و سرگرمي کودکان با تخم مرغ فقط در روزهاي عيد بهاري رسم است، نه فصلهاي ديگر سال. 

شباهت ديگر دروغ هاي روز اول آوريل، با شوخي هاي سيزده بدر است. روز اول آوريل، هر چهار سال يکبار مصادف با روز سيزده فروردين است ( و سه سال با 12 فروردين ). پيشينه و انگيزهً برگزاري سيزده بدر، هر چه باشد، در همهً شهرها و روستاها و عشيره هاي ايران، سيزدهمين روز فروردين، رسمي است که بايد از خانه بيرون آمد و به باغ و کشتزارها رو آورد و به اصطلاح نحسي روز سيزده را بدر کرد. خانواده ها در اين روز به صورت گروهي و گاه چند خانواده با هم غذاي ظهر را آماده کرده و نيز آجيل ها و خوردني هاي سفرهً هفت سين را با خود برداشته، به دامان صحرا و طبيعت مي روند و سبزهً هفت سين را با خود برده و به آب روان مي اندازند. به دامن صحرا رفتن، شوخي و بازي کردن، دويدن، تاب خوردن و در هر حال جدي نبودن، از سرگرمي ها و ويژگي هاي روز سيزده است. گره زدن سبزه، به نيت باز شدن گره دشواري ها و برآورده شدن آرزوها، از جمله بيرون کردن نحسي است. اين باور، معروف است که " سبزه گره زدن " دختران " دم بخت "، شگوني براي ازدواج و همسر يابي، مي باشد. در فرهنگ اساطير براي رسم هاي سيزده بدر، معني هاي تمثيلي آورده :  شادي و خنده در اين روز به معني فروريختن انديشه هاي تيره و پليدي، روبوسي نماد آشتي و به منزله تزکيه، خوردن غذا در دشت نشانهً فديه گوسفند بريان، به آب افکندن سبزه هاي تازه رسته - نشانه دادن هديه به ايزد آب يا " ناهيد " و گره زدن سبزه براي باز شدن بخت و تمثيلي براي پيوند زن و مرد براي تسلسل نسلها، رسم مسابقه ها به ويژه اسب دواني - يادآور کشمکش ايزد باران و ديو خشکسالي است.  

اين باور همگاني چنان است که اگر خانواده اي نتواند به علتي تمام روز را به باغ و صحرا برود، به ويژه با دگرگوني هاي جامعه شهر امروز در بعد از ظهر، هر قدر هم مختصر، " براي گره زدن سبزه و بيرون کردن نحسي سيزده " به باغ يا گردشگاه عمومي مي رود.  با دگرگوني هاي صنعتي، شغلي، بزرگ شدن شهرها، فراواني وسيله هاي آمد و رفت سريع السير، وسيله هاي ارتباط جمعي و ... به ناگزير شهرداري هاي شهرهاي بزرگ، دشواريهاي آمد و رفت را پيش بيني مي کنند. فراواني اتومبيل و ديگر وسيله هاي آمد و رفت موتوري و نيز وسعت خانه سازي ها و شهرسازي ها، باعث شده که خانواده ها، سال به سال راه دورتري را براي " سيزده بدر " پشت سر بگذارند، تا سبزه و کشتزاري بيابند.  

 
 
 |    نوشته شده توسط سورنا
 
 
 

pctfx3.1

Silent Music Template

Multimedia CD Catalogues گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Download Free Blog Templates Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration

تهيه وب پورتال اختصاصي برنامه نويسي تحت وب