سلام برو بچه های گل روزگار ... امروز یک سال دو روزه چند ساعته که خدمت می کنم .... یعنی اگر بخوام از امروز حساب کنم دو روز خدمتم... پارسال همچین وقتی به خط شدیم تو پادگان برای تقسیم خیلی حال گیری بود...
مدتی هست که کلانتریم عوض شده زیاد با کلانتری قبلیم فاصله نداره اما اصلا مثل کلانتری قبلی نمی شه تنها خوبیش اینه که با برو بچه های دوران آموزشی دارم خدمت می کنم کارم هم مثل همیشه صبح می رم دادگاه بعدش یا پا کامپیوتر هستم یا برا خودم تو کلانتری ول می گردم بعضی وقت ها هم رئیس پاسداری رو می ندازن بهم
بعضی شبها پاس پیاده هستیم یکی دو ساعتی دور از کلانتری حال می ده از وقتی مدارس هم باز شده باید بریم مستقری دم مدارس دخترانه اول صبح باید توسرما بریم دم مدارس مستقر
ازدریاپرسیدن عشق چیست گفت:خشکیدن.......
ازگل پرسیدن عشق چیست گفت:پرپرشدن......
اززمین پرسیدن عشق چیست گفت:لرزیدن........
ازآسمون پرسیدن عشق چیست گفت:باریدن.......
از انسان پرسیدن عشق چیست ناگهان ندایی ازدرونش گفت:جدایی.
اگرآدمی زندگی رادوست داشت در آغازتولد نمی گریست.
لحظات راطی کردیم تا به خوشبختی رسیدیم,اماوقتی رسیدیم فهمیدیم خوشبختی همان لحظات بود.
هرچیزدنیا شنیدنش بزرگترازرسیدن به آن است وهرچیزاز آخرت دیدن ورسیدن به آن بزرگترازشنیدن آن است.
جلسه محاکمه عشق بودوقاضی عقل(براي دوستاني که اين داستان رو نخوندن مي نويسم)وعشق محکوم بود به تبعید به دورترین نقطه ی مغز یعنی فراموشی.قلب تقاضای عفو عشق راداشت.
آهای چشم مگر تونبودی که هرروزآرزوی شنیدن صدایش راداشتی.
ای گوش مگر تو نبودی که درآرزوی شنیدن صدایش بودی.
وشما پاها که همیشه در رفتن به سویش بودید حالا چرااینچنین با اومخالفید؟
همه ی اعضا روی برگرداندند وبه نشانه ی اعتراض جلسه راترک کردند.تنهاعقل وقلب درجلسه ماندند.عقل گفت:دیدی قلب همه ازعشق بیزارند ولی باوجودی که عشق بیشتراز همه توراآزرده چراهنوزازاوحمایت می کنی!؟
قلب نالیدوگفت:من باوجودعشق دیگر نخواهم بودوتنهاتکه گوشتی هستم که هرثانیه کارثانیه ی قبل راتکرارمی کندوفقط باعشق میتوانم یک قلب وا قعی باشم.
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم............ ..موجیم که آسودگی ماعدم ماست
زندگی هدیه خداست به تو.طرززندگی کردن تو,هدیه توست به خداست.
عشق حقيقي خداست.
از برو بچه هایی که به من سر زدن خیلی خیلی ممنون هستم منتظر پیامای بعدیتون هستم